فلسفه جشن سده

« مري بويس » مردم با افروختن آتش (در حدود تاریخ جشن سده) ، صد روز بعد از رفتن رپيهوين و پنجاه روز پيش از بازگشتش، براي گرم كردن گياهان و چيرگي بر سرماي سخت به او ياري مي‌رسانند.
مراسم جشن سده

چهل‌ روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چهله‌ي زمستان، جشن سده {سد را به به نادرستي صد مي‌نويسند} يا به پهلوي "سَت" يا "سده سوزي" برگزار مي‌شود كه جشن پيدايش آتش است.

جشن سده در بخش‌هاي گوناگون ايران بزرگ با نام‌هاي گوناگوني شناخته مي‌شود: در خراسان "سَرِه"، در بوم‌هاي اراک "جشن چوپانان"، در خمين "کُردِه"، در دليجان "هَله هَله" و در بَدَخشان تاجيکستان "خِرپَچار" ناميده مي‌شود. در فراهان و سنگسر سمنان، چهار روز پيش و پس از سده را "چار و چار" و سردترين شب زمستان مي‌دانند.

نخستين گاه‌شماري ايرانيان بر پايه‌ي چهل روز يا چله بود و سال را  به ۹  چله {ماه} در دو بخش تابستان بزرگ به‌نام "هَمَه" و زمستان بزرگ به‌نام "زَيِنَه" بخش كردند که هريک را چَهره مي‌ناميدند. بخش نخست که تابستان بزرگ است از آغاز فروردين تا پايان مهر و بخش ديگر که زمستان بزرگ است از آغاز آبان ماه تا پايان سپندارمد {= اسفند} بود.

سپس زمستان را به دو چله‌ي کوچک و چله‌ي بزرگ بخش كرده بودند. چله‌ي بزرگ از يكم دي ماه تا ۱۰ بهمن ماه است و چله‌ي کوچک از ۱۰ بهمن ماه تا ۲۰ سپندارمد ماه است. شب آغاز چله‌ي بزرگ را چله (يلدا) و شب آغاز چله‌ي كوچك را سده ناميدند يا به ديگر سخن سده هنگامي است كه سد روز از زمستان مي‌گذشت.

سرانجام در زمان داريوش بزرگ اين چهل روز به سي روز كاهش يافت و دوازده ماه و چهار واره (فصل) پديد آمد.

جشن سده يكي از جشن‌هاي بزرگ ايرانيان است و از ميتُخت‌هاي (اساطير) زيباي ايراني سرچشمه گرفته شده است.

نظرات در مورد جشن سده:

فردوسي:

جشن سده به هوشنگ شاه پيشدادي برمي‌گردد. روزي هوشنگ شاه پيشدادي به هنگام شكار با همراهان خود به كوه مي‌رود. در راه به مار تنومندي برخورد مي‌كند و سنگي را با شتاب به سوي مار پرتاب مي‌كند. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرده و خوارگي {خارگي} (جرقه‌اي) بيرون مي‌جهد و خار و خاشاك پيرامون آن را فروزان مي‌كند و آتش پديدار مي‌گردد. مار مي‌گريزد و شاه و همراهان به گِرد آتش به جشن و شادماني پرداخته و نمي‌گذارند آتش هيچ‌گاه خاموش شود. زين پس اين جشن را سده نام نهادند و هر سال به پاس بزرگداشت آتش و يادگار آن بر پايش مي‌كنند و آن را پديده و پيشكش اورمزدي دانسته و سپند (مقدس) مي‌دانند. اين چنين است كه روز مهر از ماه بهمن كه پنجاه روز به نوروز مانده است، جشن سده برپا مي‌گردد.

ابوريحان بيروني در کتاب آثار الباقيه:

«سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند».

در مجله نوروز نامه:

«آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند».

مهرداد بهار در کتاب "جستاري چند در فرهنگ ايران":

واژه «سده» از فارسي کهن مي‌آيد و به چم(:معناي) «پيدايي و آشکار شدن» است: «... جشن سده سپري شدن چهل روز از زمستان است و دقيقا در پايان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشني ديگر نيز که در دهم دي ماه برگزار مي‌شده و کمابيش مانند جشن سده بوده، توجه کنيم که طي آن نيز آتش‌ مي‌افروختند. اگر نخستين روز زمستان را پس از شب يلدا، تولدي ديگر براي خورشيد بدانيم، جشن گرفتن در دهمين و چهلمين روز تولد، آيين کهن و زنده‌اي است (در همه استان‌هاي کشور و سرزمين‌هاي ايراني نشين، دهم و چهلم کودک را جشن مي‌گيرند) و اين واژه (اسم مونث) که به معناي پيدايي و آشکار شدن است، در ايران باستان « sadok » و در فارسي ميانه « sadag » بوده و واژه عربي «سذق» و «نوسذق» از آن آمده است.»

دکتر روح الاميني:

(سبب) پيدايش اين جشن به سپندينه (مقدس) بودن آتش اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «آتش و نور همواره براي ما ايرانيان مقدس بوده است. هنوز هم هنگام تولد يكي از ائمه چراغاني مي‌كنيم. سر سفره نوروز، در جشن مهرگان، در سده و جشن‌هاي ديگر شمع يا چراغ پايه‌هاي اصلي مراسم را تشکيل مي‌دهند. تا پنجاه سال پيش مردم اعتقاد داشتند كه آتش يا شمع را نبايد خاموش كرد تا جايي که آنها براي احترام به آتش، با دو انگشت آتش را خاموش مي‌كردند.»

خانم مري بويس:

فلسفه افروختن آتش در جشن سده را در پيوستگي با «رپيهوين» مي باشد. رپيهوين يا آن‌ گونه كه در اوستا آمده: « رپيتوين»؛ ايزد تابستان و نيمروز و روياننده کشتزارهاست و بر هفت ماه تابستان فرمانروايي مي ‌كند و از ايزداني است كه مي‌ ميرند و دوباره زنده مي ‌شوند. از نگاه « مري بويس »؛ مردم با افروختن آتش، صد روز بعد از رفتن رپيهوين و پنجاه روز پيش از بازگشتش، براي گرم كردن گياهان و چيرگي بر سرماي سخت به او ياري مي‌رسانند.

اين در مورد جشن سده بود و فلسفه اي که نظرات مختلفي در مورد آن وجود دارد.

براي اينکه بتوان در مورد فلسفه اصلي اين جشن بهتر تصميم گرفت، و به نوعی تایید سخن خانم مری بویس واضح تر شود ، بيان اين نکته لازم است (افرادي که با کشاورزي و روستا سروکار دارند بهتر اين نکته را متوجه مي شوند):

وقتي سرما و زمستان به اوج خود مي رسد روستاييان هيزم و امروزه لاستيک ماشين را جمع  آوري کرده و آن را در زمين کشاورزي خود آتش مي زنند و اين کار موجب مي شود که از سرما زدگي درختان و محصولشان جلوگيري مي کند.

نکته:

بنابر آنچه بيان شد، فلسفه برگزاري جشن سده و آتش روشن کردن چه بوده است؟ آيا براستي روشن کردن آتش براي دور هم بودن و شادي و خواندن سروده هايي است يا مراسم تولد خورشيد بوده يا نظر خانم مري بويس درست مي باشد؟

چرا اين مراسم تا امروزه حتي در روستاهاي و محل هاي غير زرتشتي هم انجام مي شود؟ آيا اين افراد هم به دنبال آتش بازي هستند؟

به نظر نويسنده:

قول خانم مري بويس درست مي باشد چون مردم در ايران کشاورز بودند و براي اينکه سرما در زماني به اوج خود مي رسيد و درختان و محصول آنها در خطر از بين رفتن بود ، بهترين روش براي حفظ اينها ، روشن کردن آتش مي باشد و اين کار هنوز در روستاها و بين کشاورزان حفظ شده است ، و بهتر مي بود جامعه زرتشتيان اين مراسم را در جايي انجام مي داد که فايده نيز داشته باشد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

۱-کتاب آثار الباقیه نوشته ابوریحان بیرونی

۲-کتاب آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز نوشته محمود روح الامینی

۳-سایت خبری امرداد

۴-سایت  همازور

۵-نوروز نامه

فلسفه چهارشنبه سوری

در مراسم چهارشنبه سوری ، پریدن از روی آتش ، برابر است با توهین به آتش و نماینده فروغ ایزدی
چهارشنبه سوری

یکی از آیینهای نوروزی امروزه که بایستی آمیزه ای از رسم متفاوت باشد مراسم چهارشنبه سوری است که در برخی از شهرها آنرا چهارشنبه آخر سال گویند. درباره چهارشنبه سوری در کتاب ها و سندهای تاریخی مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم، تنها در این قرن اخیر یا دقیق تر در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهش های متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نووز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.

برگزاری چهارشنبه سوری که در همه شهر ها و روستاهای ایران سراغ داریم بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه سال (یعنی غروب آفتاب روز سه شنبه) بیرون از خانه ،جلو در در فضایی مناسب آتشی می افرزند و اهل خانه زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن: زردی من از تو ، سرخی تو از من ، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند. تا زمانی که از ظرف های سفالین چون کاسه و بشقاب و کوزه در خانه استفاده می شد، پس از خانه تکانی، کوزه ی کهنه ای از پشت بام خانه به کوچه می انداختند ، کوزه ای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند. اسفند دود کردن و آجیل خوردن، فال گرفتن، فال گوش و قاشق زنی نیز از باورها و رسم هایی است که بویژه در بین نوجوانان هنوز بکلی فراموش نشده است، این رسم ها و باور ها در شهر های مختلف با یکدیگر متفاوت اند.

بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه را نامی بود ، و نه روزهای هفته را. استاد پور داوود در این باره می نویسد:

آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین دیرین است..... شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند.... روز چهارشنبه یا یوم الاربعا نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : و الاربعا یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار ماند."۱"

در باور عامیانه چهارشنبه روزی نامبارک است. سفر نبایستی کردن در شب چهارشنبه ، به احوال پرسی مریض نباید رفت.

آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال یا شب چهارشنبه آخر صفر را برخی به قیام مختار نسبت می دهند:

مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای اینکه موافق و مخالف را از هم تمییز دهد و بر کفار بتازد ، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد."۲"

آنچه چهارشنبه سوری را به جشن ها و آیینهای كهن ایران پیوند می زند، می تواند برگزاری رسم و جشنی به نام «سور» در روزهای پنجه باشد كه از آن تا سده چهارم ، دوره ساسانیان ، آگهی در دست است : صاحب تاریخ بخارا از برگزاری رسمی كه عادت قدیم و با افروختن آتش در شب سوری همراه بوده خبر می دهد: ...... آنگاه امیر سدید (منصور بن نوح)  به سرای بنشست ، هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوری ، چنان كه عادت قدیم است ، آتش عظیم افروختند ، پاره ای آتش بجست و سقف سرای درگرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و....

چون افروختن آتش نشانه غلبه روشنی بر تباهی و بیماری و نکبت بود و موجب تقدس آن می شد شناخته  گشت ، کم کم رسم پریدن از روی آتش و خواندن ترانه هایی باب شد که به اشارت شادروان استاد پور داوود واقعا زشت است. : در جشن چهارشنبه سوری از روی آتش جستن و ناسزایی چون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند نیاکان خود آتش را نماینده ی فروغ ایزدی نمی دانستند آن چنانکه در آتش افروزی جشن سده که به گفته ی گروهی از پیشینیان ،پرندگان و چارپایان را  به قیر و نفت اندوده ، آتش می زدند ، از روزگاران پس از اسلام است."۳"

نکته:

در سخن استاد پور داوود و، ارزش و تقدس آتش بیان می شود و پریدن از آن درست نیست و کار زشتی می باشد.

بنابر سخن آقای پورداوود بی احترامی به آتش ، بی احترامی به نماینده فروغ ایزدی می باشد پس امروزه افرادی که در این مراسم شرکت می کنند و از روی آتش می پرند ، توهین کننده به نماینده فروغ ایزدی هستند و به اعتقاد دین زرتشت ،که آتش مقدس می باشد ، توهین می کنند.

در سخن آقای پورداوود این مطلب بدست می آید که ، زرتشتیان مراسمی بنام (سور ) در هفته پایانی سال دارند ، که شبیه به مراسم چهارشنبه سوری می باشد ، پس می توان این نتیجه را بدست آورد که در اصل چهارشنبه سوری مراسمی زرتشتی می باشد نه مربوط به نحس دانستن چهارشنبه نزد اعراب!!!!!

--------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

۱. آناهیتا،تالیف پور داوود،انتشارات امیر کبیر ۱۳۴۳، ص ۷۳

۲. عقاید و رسوم عامه مردم خراسان ،تالیف ابراهیم شکورزاده،انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۴۶ ، ص ۶۷

۳. آناهیتا،تالیف پور داوود،انتشارات امیر کبیر ۱۳۴۳، ص ۷۵

۴.  آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز، محمود روح الامینی

باور موبدان ، عمل خلاف زرتشتیان

موبدان زرتشتی ، پریدن روی آتش را توهین به تقدس آتش می دانند ولی جامعه زرتشتیان عکس سخن موبدان عمل می کنند!!!!
تقدس آتش

در مورد چهارشنبه سوری سوالی بوجود می آید که ، آیا این مراسم برای زرتشتیان است یا خیر؟ آیا روش انجام این مراسم طبق دین زرتشت می باشد؟ آیا جامعه زرتشتیان این مراسم را طبق سخن موبدان انجام می دهند ؟

در اینجا نظر دو موبد ، آقایان موبد مهربان آفرین و نیکنام، را بیان میکنیم:

نظر موبد مهربان آفرین:

در باور ما زرتشتیان ده روز ماند به عید را به پیشواز روان فروهر درگذشتگان می رویم یعنی روز اشتاد از ماه اسفند پنجه کوچک شروع می شود و بنا به سنت ها و بنا به باورمان سر کوچه ها و محله ها در زمان قدیم آتش روشن می کردند و با این عمل به پیشواز روان فروهر درگذشتگان می رفتیم و بعد از پنجه بزرگ که آخرین روز آن وَهيشتواش است شب هنگام یا سپیده دم به پشت بامها میرفتیم و روی بامها آتش روشن می کردیم و روان فروهر در گذشتگان را بدرقه می کردیم در فرهنگ ما روزهای شنبه یک شنبه دوشنبه و چهار شنبه وجود ندارد و روزهای ما با نام اورمزد آغاز و به انارام ختم می شود.

و یکی از این روزها که در سر کوچه ها و خیابان ها آتش روشن می کردند  این روز با شب چهار شنبه مصادف شد و    این كه چهارشنبه از نظر اعراب روز نحس و نا مبارکی به شمار می رفت از طرفي اعراب، روز چهارشنبه را نحس مي‌دانستند و درآن روز عروسي و مسافرت و حمام و ... نمي‌كردند. و احتمالا ايراني ها تحت تاثير اعراب ،آخرين چهار شنبه سال را با مراسمي به پايان مي‌بردند تا از نحسي چهار شنبه هاي سال جديد دور باشند.   پس این روز را به عنوان چهار شنبه سوری آتش روشن می کردند تا نحسی آن روز را از بین ببرند و بعد ها در فرهنگ ایران به اسم چهارشنبه سوری جا افتاده است

ايشان همچنان گفت این مراسم برگرفته از سنت ماست ولي جزء آيين ما نيست چون ما زرتشتیان به آتش بی حرمتی نمی کردیم   ما به آن احترام می گذاریم  آنچه که در فرهنگ ما هست هنگامی که پنجه کوچک شروع می شود بر سر کوی و محله ها آتش روشن می کردیم و به پیشواز روان فروهر درگذشتگان مي رفتند و شب پاياني پنجه که  روز بعد آن اورمزد و فروردین ماه بوده بر فراز بامها آتش روشن می کردند و روان فروهر در گذشتگان را بدرقه می کردند.

و بر این باور بودیم که در این ۱۰ روز روان فروهر در گذشتگان به خانه ها کوچه ها و محله ها می آمدند و سر کشی می کردند که ببینند   خانه آنها تمیز باشد پاک باشد خانواده ها در کنار هم باشند و با هم همازوری داشته باشند آنها خوشحال و شاد می شدند و برکت به آن خانه می آمد و اگر بر عکس بود ناراحت می شدند و وقتی از اینجا می رفتند با این نگرانی با این دل آزردگی تا سال آینده برگردند و ببینند آیا خانواده شان کنار هم هستند یا خیر و به این شکل ما به این سنت ها و باور ها اعتقاد داریم .

نظر موبد کوروش نیکنام:

ما زرتشتیان در کوچه ها آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش رو زشت می دونیم .

در گاه شماری ایران باستان و زرتشتیان اصلأ هفته وجود نداره. ما در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم . شنبه و یکشنبه و . . . بعد از تسلط اعراب از فرهنگ اونها داخل ایران شد . بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه ای رو جشن بگیریم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد.
همونطور که گفتم ما در ایران باستان هفته نداشتیم ولی هر ماه رو به سی روز تقسیم می کردیم .و برای هر روزی هم اسمی داشتیم . هرمز روز ، بهمن روز ، . . .
 برای ما سال ۳۶۰ روز بوده و ۵ روز اضافه ( یا هر چهار سال ۶ روز اضافه ) ما در این پنج روز آتش روشن میکردیم تا که روح نیاکانمون رو به خانه هامون دعوت کنیم .
بنابراین این آتش چهارشنبه سوری بازمانده اون آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ایران باستانه و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود، ایرانیان بعد از اسلام، نحثی چهارشنبه رو بهانه کردن و این جشن رو با اون خرافه اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری ."

نکته:

خلاصه سخن این دو موبد این می باشد که :

پریدن از روی آتش زشت می باشد ، چون آتش نزد زرتشتیان مقدس است.

زرتشتیان روی آتش نمی پرند ، چون تقدس آتش را می دانند.

در نظر موبد نیکنام ، احتمالا نحثی چهارشنبه بهانه ای برای بقای مراسم سوری بود.

عکسی از انجام چهارشنبه سوری بین زرتشتیان:

آموزش پریدن از روی آتش در مهد کودکهای زرتشتیان

آنچه امروزه زرتشتیان در مراسم چهارشنبه سوری انجام می دهند و حتی در مدارس آنرا آموزش می دهند، بر خلاف سخن موبدان و رهبران دینی آنها و حتی سخن اشو زرتشت مبنی بر تقدس آتش می باشد.

همانطور که از تصاویر مشخص است در برخی از مراکز آموزشی زرتشتیان ، پریدن از روی آتش را به کودکان آموزش می دهند و حتی در خانه سالمندان ، افراد مسن زرتشتی نیز با کمک دوستان از روی آتش به نوعی می پرند.

عبور زن سالمند زرتشتی از روی آتش در مراسم چهارشنبه سوری

پریدن سالمند زرتشتی از روی آتش در مراسم چهارشنبه سوری

------------------------------------------------------------------------

پی نوشت

۱- سایت رسمی آقای کوروش نیکنام

۲- http://hamazoor.‎com/newinstall/index.‎php?‎option=com_content&task=view&id=1233&Itemid=1

۳- http://a-z-iran.‎mihanblog.‎com/post/7

۴- سایت امرداد

قربانی در جشن هیرومبا

قربانی کردن و کشتن حیوانی را به هر دلیل که انسان را خشنود سازد از کارهای ناشایست و ناپسند در دین زرتشت است.ولی امروزه قربانی در دین زرتشت انجام می شود.
جشن هیرومبا در پیر هریشت

روزهاي ۲۵ و۲۶ فروردين ماه پيرهريشت و شريف آباد اردكان ميزبان زرتشتيان ، برای مراسم هیرومبا می باشند.

فلسفه برگزاری این جشن در اصل بر اساس گاهشماری زرتشتی بدون کبیسه می باشد و این مراسم  در سالهای پیش در روز ۲۶ آذر ماه از تقویم گاهشماری برگزار می شد که برابر با یکی از روزهای هفته آخر فروردین ماه تقویم  می باشد. دلیل برگزاری این جشن در ۲۶ آذر ماه از تقـویم گاهشماری قدیم بدان علت بود که این جشن دقیقا" در ۱۰۰ روز مانده به سال جدید برگزار می شد. در واقع این جشن بیانگر جشن سده دیگری بود با این تفاوت که :

۱ - این جشن تنها توسط اهالی زرتشتی نشین شریف آباد برگزار می شد در صورتیکه جشن سده توسط تمامی زرتشتیان ایران و در هر محله به صورت مجزا به مرحله اجراء در می آمد.

۲ - جشن بزرگ هیرومبا در ۱۰۰روز مانده به سال جدید برگزار می شد (۲۶ آذرماه) در صورتیکه جشن سده در روز ۱۰ بهمن (۵۰  روز و ۵۰ شب مانده به سال جدید که در مجموع برابر با ۱۰۰شبانه روز می باشد) برگزار می گردید. ولی در حدود چند سال پیش به دلیل اینکه روز ۲۶ آذرماه (از تقویم گاهشماری قدیم) دقیقا" برابر با روز ۲۶ فروردین ماه ( از تقویم گاهشماری جدید) گردید بر اساس توافق نظری که در بین برگزار کنندگان مراسم هیرومبا و اهالی شریف آباد به عمل آمد قرار بر این شد که این مراسم از این به بعد در روز ۲۶ فروردین ماه ( از تقویم گاهشماری جدید) برگزار گردد.

کما اینکه این مراسم تاکنون نیز به همین صورت ادامه یافته است. اما در اینجا لازم  است به چگونگی مراسم هیرومبا نیز اشاره شود. نحوه اجرای مراسم هیرومبا بدین صورت می باشد که اهالی زرتشتی نشین شریف آباد در بعد از ظهر روز پیش از این جشن بزرگ (۲۵ فروردین ماه) به سوی پیر هریشت رهسپار می شوند. پیر هریشت یکی از زیارتگاههای مقدس و مهم زرتشتیان می باشد که در ۱۷ کیلومتری شمال شهر اردکان قرار گرفته است. زرتشتیان اعتقاد دارند که یکی از خدمه های دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی در این مکان مدفون می باشد!  هر چند که با کمی تامل رد این سخن مشخص می شود. در اینجا لازم به ذکر است که هر ساله جمع بسیاری از زرتشتیان که نذر و نیاز ( آرزو) دارند و یا به آرزوی دلشان رسیده اند با پای  پیاده به سوی زیارت پیر مقدس هریشت می شتابند.

 اهالی شریف آباد و برگزار کنندگان مراسم بزرگ هیرومبا هنگامیکه وارد پیر هریشت شدند در ابتدا به زیارت پیر پرداخته و سپس  به سوی خیله هیرومبا رفته تا به تهیه و تدارک غذای روز جشن بپردازند.

 عده ای برای تهیه هیزم به سمت بیابان پیرامون پیرهریشت رهسپار می شوند ،پس از آنکه کار تهیه هیزم آتش جشن بزرگ هیرومبا به پایان رسید و چگون غیزلی به سمت پیر هریشت بر می گردند.

 در اینجا ذکر این نکته نیز ضروری می باشد که همچنین در هنگام سپیده دم  تعدادی از مردان برگزار کننده جشن هیرومبا به سمت محل قربانی نمودن گوسفندان (این گوسفندان را تعدادی از همکیشان خیراندیش زرتشتی جهت مراسم هیرومبا نذر نموده اند) رفته و گوسفندان مزبور را  در جایگاه ویژه ای سر می برند و از  آن نهاری تهیه می کنند.

 مدتی پس از صرف ناهار مراسم چوب زنی آغاز می گردد که اصل آن مشخص نیست. در ابتدا تعدادی از برگزار کنندگان مراسم هیرومبا (که یکی از آنها چوبی در دست داشته و دیگری چادر بزرگی به کمر بسته) به همراه تعداد زیادی از زنان شریف آبادی و تعداد بسیاری از دختران و پسران جوان زرتشتی (که همگی یکسره و به صورت مداوم فریاد "هابیرو هابیرو شاباش شاباش" سر می دهند) به سمت خیله های پیر هریشت روی می آورند تا مراسم چوب زنی انجام شود. فلسفه اجراء مراسم چوب زنی بدین صورت می باشد که زوجهای جوانیکه تازه نامزد شده اند و یا به تازگی ازدواج نموده اند و یا تازه صاحب فرزند شده اند  و یا جوانان زرتشتی  که برای اولین بار در مراسم غیزل چینی شرکت کرده اند بایستی در مراسم چوب زنی سهیم باشند و آنها را بروی دست برده و با چوب به پشت آنها می زنند.

بدین صورت که هر یک از خانواده های زرتشتی که دارای شرایط ذکر شده می باشند مرد تازه داماد شده آن خانواده و سپس پدر زن فرد تازه داماد شده توسط تعدادی از برگزار کنندگان مراسم هیرومبا و جوانان زرتشتی بر سر دست برده شده و توسط مرد چوب به دست سه ضربه بر باسن فرد بالا برده شده زده می شود. در اینجا لازم به ذکر است فریاد "هابیرو هابیرو شاباش شاباش" مرتبا به گوش می رسد. سپس توسط مادر زن فرد تازه داماد شده پیشکشی ازقبیل :کله قند و یا جعبه نقل وشیرینی و یا آبلیمو  و گلاب به فرد چادر به کمر بسته (انبار دار) داده می شود.

کمی تردید:

۱- نظر موبد نیکنام در مورد قربانی در دین زرتشت:

سوال از موبد نیکنام: قربانی در دین زرتشت وجود دارد یا خیر ؟ خیر ، قربانی کردن و کشتن حیوانی را به هر دلیل که انسان را خشنود سازد از کارهای ناشایست و ناپسند در دین زرتشت است.

۲- مراسم هیرومبا ، همان انجام جشن سده بدون حساب سال کبیسه است ولی ، هیچ کدام از موارد برگزاری آن مانند مراسم سده نیست ، بجز روشن کردن آتش.

۳- مراسم چوب زنی در جشن سده وجود ندارد ، در حالی که این عمل در مراسم هیرومبا انجام می گیرد.

۴-پیر هریشت را محل دفن یکی از ندیمه های دختر یزدگرد می دانند، در حالی که عقلا چنین فرض باطل است، که طبق سخن خود موبدان، این اماکن محل پرستش الهه مهر و آناهیتا است. این الهه ها در زمان هخامنشیان و قبل از اشو زرتشت مورد پرستش بودند.

 

پی نوشت:

سایت همازور

سایت کوروش نیکنام

کتاب آیین اختیار ، کوروش نیکنام

شب چله ، جشنی برای مهرپرستان یا زرتشتیان؟

مراسم شب یلدا واژه ای سریانی می باشد نه ایرانی! بنابر اینکه ایزد مهر یکی از ایزدان پیشا زرتشتی می باشد ، و امروزه و زمانهای قبل، این ایزد بسیار مورد توجه و احترام زرتشتیان می بوده است
شب چله (یلدا)

در ایران و بین مردم، نام شب اول دی را به نام شب یلدا می دانند ولی اغلب نمی دانند که فلسفه واقعی آن چیست؟
اصل واژه یلدا از کجا آمده است؟
آیا شب یلدا در دین زرتشت وجود داشته و آیینی ایرانی است؟
آیا اینکه می گویند شب یلدا جشن ایرانی نبوده است صحیح است یا خیر؟
پاسخ به این سوالات در متن زیر بیان می شود.

فلسفه شب یلدا (چله)
ماه دی در ایران کهن ، چهار جشن را در بردارد. امروزه مهمترین جشنی که از جشن های ماه دی برگزار می شود ، شب نخستین روز دی ماه یا شب یلدا می باشد ، یعنی آخرین شب پاییز و نخستین شب زمستان ، پایان قوس و آغاز جدی و درازترین شب سال.
واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است.ولادت خورشید (مهر، میترا) و رومیان آن را ناتالیس آنویکتوس یعنی روز تولد (مهر) شکست ناپذیر نامند.
بنابر باور زرتشتیان ، در پایان این دراز شب ، که اهریمنی و نامبارکش می دانستند ( و می دانند) ، تاریکی شکست می خورد ، روشنایی پیروز و خورشید زاده می شود و روزها رو به بلندی می نهد و :
نام این روز میلاد اکبر است ، مقصود از آن انقلاب شتوی است. گویند در این روز نور از حد نقصان به حد زیادت خارج می شود و آدمیان نشو و نما آغاز می کنند و (پری) ها به فنا روی می آورند.(آثار الباقیه)
زایش خورشید و آغاز دی را ، آیینها و فرهنگ های بسیاری از سرزمین های کهن آغاز سال قرار دادند، و به شگون روزی که خورشید از چنگ شبهای اهریمنی نجات می یافت و روزی مقدس برای مهر پرستان بود.
در سده چهارم میلادی ، بر اثر اشتباهی که در محاسبه کبیسه ها رخ داد ، روز ۲۵ دسامبر را (بجای ۲۱ دسامبر) روز تولد میترا دانسته و تولد عیسی مسیح را در این آغاز سال قرار دادند.(جهان فروری ، تالیف دکتر بهرام فره وشی)
اشاره سنائی نیز به این تقارن است:

بصاحب دولتی پیوند ، اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا

بنابر این نوئل (سالروز تولد مسیح) اروپایی همان شب یلدا است و نوئل واقعی یعنی انقلاب شتوی در سی آذر بنابر با ۲۱ دسامبر است.
از مقاله ها و پژوهشهای فراوانی که در مورد یلدا شده ، در لغت نامه دهخدا ، چکیده ای از برهان قاطع ، آنندراج ، حواشی علامه قزوینی بر آثار الباقیه ، شرح پور داوود بر یشت ها ، فرهنگ فارسی دکتر معین و یادداشتهای مرحوم دهخدا آورده ، که نقل آن بی مناسب نخواهد بود:
یلدا لغت سریانی است ، به معنای میلاد عربی، و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند، از این رو بدین نام نامیده اند . باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده ، طبق تحقیق ، در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان در قرن ۴ میلادی این روز را روز تولد عیسی قرار داده اند. یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است که درازترین شب های سال است. و در آن شب ، یا نزدیک بدان ، آفتاب به برج جدی تحویل می کند و قدما آنرا سخت و شوم و نامبارک می انگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام می شود. شاعران زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند.

نظر یکی از موبدان زرتشتی بنام آقای کوروش نیکنام در مورد شب چله (یلدا):
شب یلدا در فرهنگ ایرانی به نام شب چله معروف است. و مربوط به زمانی است که ایرانیان مهر ( نور خورشید، نماد پیمانداری) را ستایش می کردند و هر بامداد به نشان استقبال از روشنایی خورشید نیایش می کردند و غروب آفتاب نیز با نیایش مهر به بدرقه می نشستند که نمونه این نیایش ها به زبان اوستایی به نام مهر یشت و کوتاه شده آن به نام مهر نیایش همچنان در ادبیات اوستایی موجود است.
آنان دریافته بودند که بزرگترین شب سال، پایان ماه آذر است و از فردای آن شب، روزها کمی طولانی تر خواهد شد بنابراین آن روز را هنگام زایش مهر و روشنایی نان نهادند. این روز در فرهنگ دین زرتشت که پس از آیین مهر پرستی در ایران شکل گرفت به نام اورمزد از ماه دی نام گرفت که جشن دیگان است و به نام آفریدگار می باشد. ایرانیان باستان در جشن شب چله گردهمایی داشتند و با خوردن آجیل و میوه شب را سپری می کردند تا شاهد زایش مهر باشند به ویژه میوه هایی به رنگ سرخ مثل هندانه، انار و سیب سرخ، زیرا آسمان به هنگام سپیده دم و غروب خورشید به رنگ سرخ در خواهد آمد.
جشن شب چله ایرانی همراه با آیین مهر پرستی به اروپا رسید. آنگاه به میترائیسم تبدیل شد و رنگ و بویی تازه گرفت که زایش عیسی را نیز باخود هماهنگ ساخت و نام آن به یلدا تبدیل شد که یک واژه سُریانی است، تولد و میلاد نیز از آن گرفته شد.
پس ، انگیزه های پایدار ماندن این جشن را می توان ، از جمله بدین گونه برشمرد:
۱- شب زایش خورشید ( مهر) است. از باور های دینی کهن و آیین مهر پرستی.
۲- بلندترین شب سال یعنی طولانی ترین تاریکی است، نشانه اهریمنی شبی شوم و ناخوشایند که از فردا (اول دی ماه) به کوتاهی می گراید.
۳-پایان برداشت محصول سیفی و آغاز فصل استراحت در جامعه کشاورزی است. همه قشر ها و گروه هایی که از فراورده های کشاورزی و تلاش کشاورزان بهره مندند ، در جشن نخستین روز دی ماه و برداشت محصول ، در شگون و شادی کشاورزان شرکت می کنند.

خلاصه آنچه در این پست بیان شد:
ـ مراسم شب یلدا واژه ای سریانی می باشد نه ایرانی!
ـ نسبت به کشاورز بودن مردم در زمان قدیم ، شب چله را می توان همان شب پایان برداشت محصول و شب شادی و سرور و به نوعی رفع خستگی دانست ، نه آنچه امروزه مورد انجام می شود
ـ شب یلدا و باقی ماندن این مراسم، به نوعی بعد از رفتن اعتقادات ایزد مهر و میترا به اروپا می توان باشد.
بنابر سخنان موبد نیکنام:
ـ آیا منظور موبد نیکنام ، از زمانی که ایرانیان مهر را ستایش می کردند ، زمان اشو زرتشت هم می باشد؟
ـ بنابر اینکه ایزد مهر یکی از ایزدان پیشا زرتشتی می باشد ، و امروزه و زمانهای قبل، این ایزد بسیار مورد توجه و احترام زرتشتیان می بوده است ، چرا نامی از این ایزد در سروده های گاهان (گاتا،گاتها) توسط اشو زرتشت به میان نیامده است ؟
ـ نسبت به اینکه اشو زرتشت ، ایزد مهر و میترا را به نوعی قبول نداشته است ، پس چرا این شب توسط زرتشتیان قابل اهمیت است و جایگاه بالایی دارد؟ آیا زرتشتیان امروزه بر خلاف سخنان اشو زرتشت ، امروزه تابع ایزد مهر و میترا هستند و بر خلاف اشو زرتشت عمل می کنند؟

قضاوت با شما!

آذرفرنبغ فرخزادان،ازدواج با محارم در کتب زرتشتیان

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_کتاب های پهلوی ، من جمله کتاب روایات آذرفرنبغ فرخزادان ، سندی بر ازدواج با محارم در دین زرتشت
خوئتودثه،ازدواج با محارم

آنچه در مورد ازدواج با محارم در دین زرتشت و ایران باستان وجود دارد دو دسته است:

*عده ای قائلند که چنین رسمی در دین زرتشت وجود نداشته است و مورخان مغرض یونانی و مسلمان این افترا را به زرتشتیان و ایران باستان داده اند.

*قولی در مقابل این سخن هست ، که قول قائلین به ازدواج با محارم در ایران باستان و دین زرتشت می باشد.

ازدواج با محارم دین زرتشت در کتب زرتشتیان:

در اقوالی که در مورد ازدواج هست ، قول مورخین یونانی از متقدم ترین اقوال است و بنابر اینکه موبدان زرتشتی این سخن را تهمت و افترا می دانند ولی جواب قانع کننده ای برای این موردها ندارند.[۱]

آنچه در این متن مورد بحث است ، بحث در مورد ازدواج با محارمی است که  در کتاب زرتشتیان توسط موبدان و زرتشتیان رد می شود و بیان می دارند که مطلبی بر ازدواج با محارم در کتب زرتشتیان وجود ندارد ، ولی در ادامه بیان می شود که ازدواج با محارم در کتاب زرتشتیان بیان شده است،کتاب دینی زرتشتیان که مد نظر ما کتاب روایت آذرفرنبغ فرخزادان است، ابتدا توضیح در مورد کتاب روایات آذرفرنبغ:کتاب روایات آذر فرنبغ فرخزادان یکی از کتابهای پهلوی دین زرتشت در سال ۳ هجری می باشد ، که در این کتاب پرسش ها و پاسخ هایی از مسائل و احکام دین زرتشت بیان می شود و  مجموع این پرسشها و پاسخ ها ۱۴۷ مورد می باشد که این پرسش ها را  آذر فرنبغ پسر فرخزاد پیشوای زرتشتیان در آن زمان ، پاسخ داده است . آذر فرنبغ نخستین مدون دینکرد است و هموست که در حضور مأمون عباسی دوران حکومت از ۱۹۷ تا ۲۱۸ هجری شمسی با ابالیش مناظره کرده‌است. در این کتاب مانند روایات امید اشوهشتان و بعضی از فصول دادستان دینی به مسائل بسیاری بر می‌خوریم که زردشتیان در جامعهٔ مسلمانان با آن رو به رو بوده‌اند.در ادامه سه مورد از عمل خوئتودثه که در این کتاب آمده است را بیان می کنیم:

پرسش ۲۰:

مردی که باید دختر خویش یا خواهر خویش را به زنی در آورد (به ازدواج در آورد.) و آنان موافق نباشند ، آیا آن مرد می تواند ایشان را به زور زن ( ازدواج ) کند ؟ اگر بکند( این کار را انجام دهد) صواب  خویدوده(خوئتودثه) باشد یا نه؟

پاسخ:چنان که من می دانم ، خواهر یا دختر را آنگونه ، به زور می تواند زن ( ازدواج) کرد ، اگر بکند زنی(ازدواج) ، درست است و صواب خویدوده (نیز) می باشد ،(اما) اگر شوهر موافق نباشد نمی توان کرد و گناه است.

پرسش دیگر:

مردی می گوید که چند درهم برای روان می دهم، چگونه باید بدهد؟

پاسخ:چنین بهتر است اگر یک سوم را برای (مراسم) یزشن و یک سوم را برای ( نگهداری) آتش و مشارکت در کرفه ی (برگزاری )  گاهنبار ، و یک سوم را برای جشن خویدوده به عنوان اساسی ترین جنبه کرفه (بدهد).

پرسش ۱۴۳ :

مردی نو آموز كه خواهر خویش را در جمع به زنی (خویش) میپذرد ، و او را بدان سبب چند سال از شوهر كردن بازداشت ، و سرانجام خود هم به زنی نگرفت ، و به زنی به مردی داد ، اكنون ( كه آن مرد به پذیرفتن خویدوده آشنا است ، و(لی) به  نكردن (آن) نامعترف (نا آگاه) است ، (پرسش) این (است) كه درباره یزش كردن افراد چه می فرمایید؟

پاسخ:اگر از آغاز كار ازدواج كردن با خواهرش را و اجرای خویدوده را عملا پذیرفت آنگاه برای او خاطر آن پذیرش كرفه بود (اما) اگر از آن به بعد چنانكه وظیفه و توانش بود عمل نمیكرد آنگاه پس از۱۵سالگی زن برای هر دشتان ماه مطلق دین نسبت به وی كفاره مند است و به خاطر عمل نكردن به كرفه ی خویدوده (و) مانع شدن از آن كرفه ی خویدوده (برای او) گناه بدتر (كبیره) است و چون در آغاز به كرفه ی خویدوده عمل  نكرد و به خاطر نقض آن پذیرش و پیمان كه  از آغاز از آن او بود به خاطر آن محكوم تر(بسیار محكوم) است و میزان دشتان ماه و مقدار زمان را برای جبران گناه باید دانست (اگر) زن را رها كند بود كسی كه مرگ ارزان گفت و بود كسی كه خارتر (گفت) اما (نقض) خویدوده گران تر است  و سپس اگر او را به مردی داد و اگر نیك (بود) و زن با او موافق بود آنگاه كه دادنش خطایی نمی شناسم چرا كه اكنون باید (او را) به خاطر ممانعت از گناه بازداشتن زن قابل بخشایش انگاشت اما باید برای آن(گناه) پیشین كفاره مند باشد و اگر خود از آغاز مجاز به پذیرفتن آن كار بود و سپس او را توان عمل كردن (به دان كار) نبود درمانش باید به اندازه ی توان (اش) نپرداخته شود (كاسته) شود اگر امیدواریش است كه چنین دانسته شود آنگاه باید او را با توافق (دختر) به مردی پارسا و شایسته بدهد در(این) عمل او گناهی نمی شناسم  و برای عمل قانونی او نیز آن عذر را می شناسم كه درسكادم می گوید جایز است هر یك از سالاران  پارسا زن خویش را به هر یك از افراد پارسا یا پرهیز كاری بدر .[۲]

خلاصه:

اگر قول جامعه زرتشتیان را قبول کنیم که در تاریخ و قول مورخان غربی و عرب ، آنچه هست درست نمی باشد ، ولی این مطلب آن چیزی است که در کتاب زرتشتیان آمده است ، و ممکن است زرتشتیان برای رد این مطلب منکر این کتابها شوند و یا این کتابها را جزو کتب دینی زرتشتیان ندانند.

 

منابع:

[۱] زرتشتیان باورها و آداب دینی آنها ، مری بویس

[۲]کتاب روایات آذرفرنبغ فرخزادان ، نوشته موبد آذر فرنیغ ،قرن ۳ ،ترجمه حسن رضایی باغ بیدی